فروتنی تولید محتوا

بعضی از وبلاگ ها را که می خوانم حس می کنم کسی در مقام استاد و معلم و فرزانه ای نشسته و به دیگران پند می دهد.
از رازها چنان می گوید که فکر می کند تنها خودش به ایده هایی دست یافته و دیگران از آن بی نصیبند.
یکی از پست های شاهین کلانتری را می خواندم در رابطه با تکرار کردن چیزهایی که یادگرفته ایم یا خوانده ایم. این بهانه ای شد برای نوشتن این پست.
من پسری دارم سه ساله، هر روز که از خواب بیدار میشود کارهایش را که زیر نظر می گیرم، می بینم بخشی از آنها تقلیدی از کارهای افراد خانه است. حرفهایی که می زند همان حرفهایی است که تازه شنیده است. معنی خیلی از آنها را هم نمی فهمد. تلفظش هم اشتباه است. بماند که این تلفظ های نادرست برای بزرگترها شیرین است. مثلاً دوچرخه را دوخچه می گوید.
ما بزرگترها می خندیم و او همچنان با همان اشتباهات تکرار می کند ولی دست از یادگیری برنمی دارد. به راهش ادامه میدهد. بلاخره هم روزی تلفظ هایش درست خواهد شد.
گاهی گوشی موبایل را در سبد سیب زمیی می گذارد و نقش فروشنده را بازی میکند. برایش مهم نیست که بگویند سیب زمینی و موبایل از یک جنس نیست.او کارهایش را تکرار میکند.
بدون این که کسی به او آموزش مستقیمی بدهد، خودش در حال یادگیری است.
جار و جنجال هم راه نمی اندازد و قدقد هم نمی کند که بگوید آهای دنیا بیایید ببینید من در حال یادگیری هستم.
پس آیا او در حال تولید محتوا برای خودش نیست. آنهم با فروتنی. بدون ادعا. صادقانه. بدون چشم داشت تشویق و کامنتی! او واقعاً تولید محتوا می کند! بدون هیاهو! او مدام در حال یادگیری است و زندگی می کند با یادگیری. نگران مطرح شدن هم نیست.
ما یک روزی بچه بودیم و تولید محتوا می کردیم، جار و جنجال هم راه نمی انداختیم. میزان یادگیری ما در سالهای اول زندگی گفته میشود سرسام آور است. بچه ای که در عرض دو سال اول زندگی خود یک زبان را بدون اینکه کلاسی برود و گرامری بداند و تجربه ای را داشته باشد، یاد می گیرد. کاری که ما در سن ۲۰ تا ۳۵ هم با این ها منابع و کتاب و کلاس و تجربه و تئوریهای یادگیری و فرمولهای گرامری برایمان سخت است انجامش.
پس ما زمانی در بچگی در حال تولید محتوا بوده ایم و به مرور تنبل شده ایم.
روش بچه گانه را که بر اساس همان تکرار است را به تمسخر گرفته ایم.
درس خوانده ایم که فرمولهایی یادبگیریم که تکرار نکنیم صاف بزنیم توی خال.
پس دیگر راه یادگیری طبیعی را به روی خود بسته ایم. این نعمت خدادادی که به همه داده شده است. جایش ذهنمان پر شده از کلماتی که توهم فهم انها را داریم.
مثل همین تولید محتوا.
باید برگردیم به هما روزهای تکرار بی ادعای صادقانه و فروتنی صادقانه دوران بچگی خود در تولید محتوا بدون اینکه از تولید محتوا بگوید.
هر بار خواستم محتوایی تولید کنم، خودم را همان بچه ای بدانم که با تکرار و یادگیری کودکانه چیزی را یاد میگیرد و با اشتباهات چیزی را تولید می کند به امید روزهای بهتر تولید.
این میشود فروتنی تولید محتوا
انتهایی هم ندارد.
تازه نگران کامنتها هم نیست.
برای خودش دارد بازی می کند.
زندگی صادقانه ای هم پیش گرفته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *